شیدا

جهان از تو ، جهان از تو بی خبر

دل رنگی

دیدی با دلم چه کردی ای یار

روزم به شب و شبم گنه کار

دیدی که دلم چگونه را شد

با هر نفری نرفته ما شد

دیدی با دلم چه ها نکردن

عشق و هوس و جدا نکردن

دیدی که دلم منبع رازِ

این قصه ما سرش دراز

پس غصه قلب من رو گوش کن

تا دیر نشده دل و روتوش کن

...

توش هر کی بره خسته نمی شه

چشماش روی هم بسته نمی شه

قلبمو میگم پارتی سراِ

شهره و گوگوش مفتی براه

خوانندشونم ایرج و هایدس

هر دو چَه چَهی ایرج پرندس

با هرکی بخوای میپری اونجا

کلی خر داره بچری اونجا

اونجا که می گم همه عزیزن

وقتی ناز بخوای واست میریزن

آخر سرتو بدرد نیارم

راستش و بخوای حالم ندارم

این قصه ما خیلی درازه

بیت آخرش مثل یه رازه

کاشکی تو دلم تو می نشستی

آمال دل و تو می گسستی...

 

 

سلام به همه بزرگواران

ببخشید خیلی نبودم این نیمچه شعرو تقدیم میکنم به اهل دل امید که باشم... یا علی 

   + حسین جلالی ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢
comment نظرات ()

به دنبال نسیم...

 

 

بـاز همـان لحظه اول بـه خطا رفت قلم

صحبت از یار خودش بود کما رفت قلم

****

به چه اندازه ورق دور و برش ریخته بود

وقـت آمیـزش خط است کجا رفت قلم؟

****

از خودش رد و نشانی لااقل جای نذاشت

و بـه دنـبـال نـسیـمی به خفـا رفت قلم

****

این اواخر به لبش زمزمه ای جان می داد

(مـرغ بــاد مـلـکوتـم)... وَ فنـا رفـت قـلم

****

در سرش فـکر بـزرگـی پـرورش پیدا کرد

جنـگل و جـان من و جـان شما رفت قلم

 

   + حسین جلالی ; ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()
← صفحه بعد